ميرزا محمد هادي علوى شيرازى

161

سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )

عمل ، به‌جهت آن است كه چون دكاكين اينها ظاهر و آشكارا نيست و در خانه‌ها و اطاق‌ها واقع است ، هركس كه هر چيز مىخواهد آن نقشه را ملاحظه كرده ، به اندرون مىرود و آنچه خواهد مىگيرد . اما در حجره‌هاى تجار و كارخانه‌ها ، اين نقشه نيست ، و همه‌كس بلديت دارند ، و طريق معامله و دادوستد ايشان ، از هر چيز و هر جهت ، و هرمقوله ، كه يك تومان يا صد هزار تومان فيما بين ايشان معامله و خريد و فروش بشود ، بمحض اينكه آن يك كه بايع است بگويد فروختم و مشترى بگويد خريدم هر گاه ضرر و نفع هر قدر در ضمن آن معامله باشد . ديگر برگشت ندارد ، و به يكديگر نمىتوانند ادعائى كرده باشند ، و در دادوستد ايشان روپلى استعمال مىنمايند ، و روپلى يكهزار دينار است . امانه به پول ايران ، چراكه اشرفى باجاغلى در ايران هفتهزار دينار مىباشد و در ميان ايشان پانزده هزار ، چهارده هزار ، سيزده هزار ، دوازده هزار ، يازده هزار ، بتفاوت دادوستد مىشود . و هر روز نرخى دارد . همچنانكه چندى قبل از اين به چهارده هزار رسيد ، و حال كه هنگام حركت صاحبى ايلچى از آنجا مىباشد ، يازده هزار و پانصد « 1 » دادوستد مىشود . روپلى را از اين قرار مىتوان يافت كه چند است . شروع اين مقاله هم به نحوى بود كه تحرير يافت . مقالهء هفتم در آئين پادشاهى و ملزومات آن ، و وضع كانسل و سنتور و وزرا و منصب و مرتبه‌اى كه به‌جهت اهل سپاه و غيره قرارداد نموده‌اند . بعضى امورات ديگر در آيين پادشاهى ، بناى ايشان است كه چون پادشاهى ، از ميان رفته و ديگرى را خواسته باشند پادشاه كرده باشند ، اول او را همهء بزرگان و كانسل جمع شده ، قسم به آئين خود مىدهند كه از وضع نظام و قانون پادشاهان سابق تجاوز نكند و مخالفت از قرارداد و رسم كهن نورزد . در هر باب و هر مواد به آئينى كه قرارداد شده است رفتار نمايد ، و انحراف از قاعده و قانون كه در ميان ايشان بوده و مىباشد ننمايد . بعد از قسم خوردن او ، قبول پادشاهى و امپراطورى او را كرده ، به كليساها مىروند و مباركباد مىگويند و تاج بر سر پادشاه مىگذارند ، و هر يك به امر خود مشغول مىگردند . هرگاه چندى كه بگذرد و پادشاه از قاعده و قانون تجاوز كند ، و با مردم بخلاف قانون رفتار نمايد و وضع سابق را متروك سازد ، بزرگان و كانسل نزد يكديگر جمع شده ، مشاوره مىنمايند ، و در خفيه رفته او را مىكشند ، و همان ساعت از كسان او مثل پسر يا برادر يا زن يا مادر ، هريك را شايسته بدانند ، و بعد از پادشاه آن كس قابل سلطنت باشد نوشته از او مىگيرند ، و او را باز قسم مىدهند ، و به تخت سلطنت مىنشانند . وضع كانسل اين است كه دوازده نفر از بزرگان و دانشمندان و اشخاصى كه اعتماد و اعتقاد كلى بر افكار و اطوار ايشان باشد از دولت تعيين هستند و مواجب و نشان‌ها از دولت دارند ، كه هر گاه امرى از هر مقوله روى مىدهد ، خواه در باب جنگ و منازعه ، خواه در باب ساير امورات كلى ، آنها را خبر مىدهند ، كه چه بايد كرد . ايشان همگى جاها و مكان‌هاى معين دارند . رفته ، نشسته فكر و مشاوره با يكديگر مىنمايند ، اگر رأى همگى در آن باب به يك رأى قرار گرفت ، با يكديگر آمده ، به پادشاه

--> ( 1 ) - مج : پانزده هزار و پانصد